تبليغاتX
حرف های من

حرف های من

درناامیدی بسی امید است

رک وپوست کنده بگم قبول نشدم با این جمله خودمو گول میزنم در نا امیدی بسی............

این سیستم من هم قاط زده شکلک غم و غصه هم نمیشه گذاشت خودتون تجسم کنید[لب و لوچه و قیافه اویزون]

اما برد شیرین استقلال خیلی چسبیــــــــــــــــــــــــــــــــد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 0:27  توسط مهرنوش  | 

کنکور

کنکـــــــــور این کلمه شکل یه جادورگر سوار بر جارو شده با اون دماغ درازش وخال گنده کنار لبش اگه این جادوگره با یه اجی مجی میتونست دلمون وشاد کنه چه خوب میشد اگر هم نمیتونه الهی جاروش بخوره توی سرش..........

گرچه مادارندگان مدرک کاردانی یه بار شق القمر کردیم و قبلا از سد کنکور گذشتیم اما الانه کاردانی حکم داشتن سیکله سیکل هم که خودتون دیگه باید بدونین داشتن یه متور سیکلت هم بهتر از داشتن یه سیکله این پست من هم پر از حرف ک شد امیدوارم با خوندنش به سک سکه نیفتید

به اخرای دی ما ه نزدیک شدیم و هنوز نتیجه کاردانی به کارشناسی 88 اعلام نشده سازمان سنجش هم که هنوز هیچ خبری نداده زیاد اظطراب ندارم یه خوابایی دیدم خداکنه درست از اب دربیاد 

به این کلمه فکر کن کنکــــــــــــــــــور نه بیخیالش فکر نکن سک سکه می گیری از ماگفتن............


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 23:8  توسط مهرنوش  | 

همه چی آرومه

بعد از یه غیبت نسبتا طولانی اومدم بگم که همه چی ارومه

همه چی ارومه تو به من دل بستی             این چقد خوبه که تو کنارم هستی

همه چی ارومه غصه ها خوابیدن                 شک نداری دیگه تو به احساس من

همه چی ارومه من چقدر خوشحالم             پیشم هستی حالا به خودم میبالم

تو به من دل بستی از چشات معلومه           من چقد خوشبختم همه چی ارومه

تشنه چشماتم منو سیرابم کن                   منو با لالایی دوباره خوابم کن

بگو این ارامش تا ابد پابرجاست                    حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست

همه چی ارومه من چقدر خوشحالم              پیشم هستی حالا به خودم میبالم

تو به من دل بستی از چشات معلومه             من چقدر خوشبختم همه چی ارومه

همه چی ارومــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

میخاستم عکسایی از گردش اخر هفته بذارم که متاسفانه خطا میداد پس بیخودی گفتم همه چی ارومه ههههههه 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 23:40  توسط مهرنوش  | 

دفترنقاشی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 2:26  توسط مهرنوش  | 

دلم گرفته

دلم بد گرفته حوصله هیچ چیزی رو ندارم صدای ویز ویز سکوت توی گوشم اذیت میکنه

هر چی به مغزم فشار اوردم که یه شعر از سفر و مسافر بگم فایده ای نداشت تنها چیزی که یادم اومد

 قیافه اون خواننده تپل اسی بود که میخونه :رفتیم دبی چه حالی بود  جاتون خالی ..........

خب بگذریم مثل اینکه حوصله خندیدن ندارم

شایدم بیخود نباشه که این شعر اومده توی ذهنم ومسافر ما داره توی کنسرت اسی  میرقصه

الهی برق سالن بره  

چقدر این خونه مجازی رو دوس دارم خدا ال گور را بیامرزه همچین چیزی اختراع کرد که با نوشتن همین

چند خط هم کمی دلم آروم گرفت

خب مثل اینکه سریال سام سون هم شروع شده زودتر برم

شب ارومی داشته باشید

یا حق 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 0:9  توسط مهرنوش  | 

عید و عیدی

عیدسعید فطر مبارک

واسه گفتن همین یه جمله کلی از دست بلاگفا حرص خوردم که این روزها باز کردنش شده رد شدن از  هفت خوان رستم ،راستی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جوابشوشاید خودتون بهتر از من میدونید قضیه شریک دزد و رفیق قافله ست .

ما که اخرش نفهمیدیدم دیروز عید واقعی بود یا امروز فقط از وقتی یادم میاد همیشه توی اعلامش اشتباه شده و روزه های ما ناتمام میمونه با اعلام عید فطر منم دیروز را روزه نگرفتم و قربونش برم خدا رو که یه عیدی توپ هم بهمون داد یه گرد و خاک عالی که هنوز طعمش توی گلومون مونده

وقتی عیدی خدا اینجوریه وای به حال عیدی دادن بقیه

این گرد و خاک هم که چندسالی هست دست از سر ما برنمیداره را میشه از چند زاویه دید:

۱.هر روزمون عیده و خداجون میخاد عیدی بده (که بعید میدونم)

۲.تقصیر صحراهای عربستان و عراقه(صحرا و بیابون که زبون نداره بزار گناهشو بندازیم گردنشون)

۳.مثل قدیما پولی بابت ریختن گازوئیل و جلوگیری از بلند شدن گرد و خاک به کشورای مذکور نمیدیم (تا چشمشون دربیاد)(اما مثل اینکه چشم خودمون داره از گرد و خاک در میاد)

۴.حرف زدن درموردش فایده نداره

عیدی نخواستم فقط نظرتو بگو

یا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 16:0  توسط مهرنوش  | 

کم اوردم

 سرم گیج میره 

بلند بلند نفس میکشم

اب داغ رو تا اخر باز کردم اما حسش نمیکنم

 بباران ای ابر باران بار،باران را

بیار ای شرشر باران بهاران را

رها کن رود عاشق ،تن سوی دریا

بجوش ای چشمه ی پاک،از دل صحرا

جوانه سر براور ، غنچه گل وا شو

نسيم از ره بياور عطر فردا را

پرنده ، صبح شد ، بيدار کن ما را

مؤذن ، بانگ برکش ، خلق برخيزد

بخوان نام خدا ، تا ديو بگريزد

شهادت ده ، گواهي کن ، گواهي خواه

بگو اين ، اين و آن ، آن ؛ هر چه خواهي ، خواه

بگو شب رفت و خط فاصله پيداست

به چشم باز بیداری که بر فداست

سپیدی رو به بالا می رود در کوه

سیاهی رو به بسترهای خواب الود

همه اکسیزن ها را بلعیدم چیزی ازش نمونده باید از اینجا خلاص بشم

 گرمای حوله را حس میکنم اما سرمای اتاق پوست سرمو طی میکنه و لای موهام می پیچه

فاصله تا تخت بیشتر از دو متر نیست اما انگار کیلومتر ها دیرتر شده

سرم لای دستامه یه غلت میزنم

خدایاااااا

چرا اخرای ماه رمضون دارم کم میارم

چرا عطر و بوش رو حس نمیکنم

کمکم کن تا راه باقیمونده را طی کنم

...........

سرم گیج میره

بلند بلند نفس میکشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 0:21  توسط مهرنوش  | 

عکس

سلام دوستان یه سری از عکسایی که توی سفر گرفتم را گذاشتم راستی از اظهار نظر عزیزان توی اپ قبلی متوجه شدم شیراز زیاد طرفدار داره اما قسمت من نبود و به شمال رفتم و بعدش همه مدتی اصفهان بودم

عکس زیر مربوط به شاه نشین کوه میشه که توی استان گیلان شهرستان لاهیجان قرار گرفته که البته  به اون شیطان کوه هم میگن که جای با صفایی برای دیدن هست و بوسیله پله های سنگی میشه یه دور کامل کوه را زد.

 

عکس زیر دریاچه حاشیه کوه هست که  که اسمون کاملا ابریش گویای یه هوای بارونیه

توی این هوای بارونی و تمیز قدم زدن حاشیه دریاچه و پارک زیر کوه خیلی دل چسبه

 

باغ سیب بلداجی

اصفهان میدان امام

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 17:0  توسط مهرنوش  | 

اصفهان یا شیراز؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

تابستون اومد وفصل سفر ها شروع شده منم دلم بدجور هوای سفر کرده اگه خدا بخاد و مشکلی پیش نیاد یا شیراز میریم یا اصفهان.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com امسال که بدجور دلم هوس شیراز کرده مخصوصا تخت جمشید که عاشقشم و شش سالی میشه که نرفتم ببینمش وای که چه حالی آدم اونجا پیدا میکنه وقتی اونجا قدم بر میداری مطمئنی که قرن ها پیش آدمهای متمدنی اونجا قدم برداشتن  و چقدرهنرمند بودن

گرچه قدرشو ندونستیم و کلی خراب شده بود و از ستونهاش که چیز زیادی نمونده بود نمیدونم تا الان وضعش چطور شده مطمئنا بدتر شده که بهتر نشده

پارسال تابستون اصفهان رفتیم اونجا هم کلی خوش گذشت یادش بخیر خونه ای که توش پاتوق انداخته بودیم خونه عمه کوچیکه بود که فقط ایام تابستون برای سفر و تفریح اونجا میرن بودیم تعدادمون هم ماشالله زیاد بود خانواده عمه وسطی و خانواده عمه کوچیکه هم بودن .خونه عمه طبقه دوم یه مجتمع توی هشت بهشت اصفهان بود طبق عادت خانوادگی هم پرسر وصد اهستیم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comو چند باری هم صدای همسایه هارو دراوردیم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comفکر کنم وقتی از اونجا رفتیم بیچاره همسایه ها یه نفس راحت کشیدن

 کلی توی اصفهان خرید کردم تا جایی که همه صدای اعتراضشون دراومد و میگفتن اومدیم اینجا برای تفریح یا برای خریدن کردن خب چی کار کنم خرید کردن که واسه ما خانما یه امر حیاتیه و هیچوقت ازش سیر نمیشیم من که ازهر چیزی دوتا میخریدم یکی نبود بگه اخه میترسی قحطی بیاد گر چه توی انتخاب کردن خیلی حساسم وبرای خریدن چیزی هر مغازه ای رو باید چند بار برم وصاحب مغازه را کلی کلافه میکنمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

دیدید وقتی یه چیز میخرین استارت برای خریدن چیزای دیگه زده میشه و راحتر میتونی خرید کنی اما اگه اولین چیزی که ازش خوشت اومد و نخریدی دیگه انگار طلسم میشی و نمیتونی چیز دیگه ای بخری برای من که این حالت خیلی پیش اومده  آخ از دست این اصفهانی هاااااااااااااااااااااا اسم تخفیف را بیاری حسابی عصبانی میشن  منم که توی تخفیف گرفتن ید طولایی دارم خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.comشوخی کردم به اصفهانی ها برنخوره همشون گلن بهاربيست                   www.bahar-20.com

از شیراز و اصفهان گفتم شاید هیچکدومش هم نشد وبه شمال رفتیم خلاصه هر جای ایران بری صفای خاص خودشو داره مهم گذروندن ایام به خوشی وشادی و به یاد موندن خاطره هاش وتازه کردن روحه

الهی که همه دلشون شاد و خرم باشه  و غم و غصه ها که این روزها هم کم نیستن توی یه چمدون بریزن و بندازنش توی ابخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com واگه مسافرن سفرشون به سلامتی وخوشی باشیخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 17:2  توسط مهرنوش  | 

برای مادرم

همیشه سبز باشی مادرم

ماندنت دعای من است و درآغوش کشیدنت آرزویم

بیاتا حس کنم بودنت را مهربانیت را

عشقت را

وتسکین قلبم راکه از دوریت فریاد بر می آوردوتوراطلب میکند

دوستت دارم مادرم

بیشتر از دیروز وکمتر از فردا

قدمهای سبزت را در بهار عمرم به انتظار مینشینم

چون به انتظار نشستن گل آفتاب درانتظار گل صبر

------------------------------------------------------------------

دوستانم سلام

 برای سلامتی مادرم که عمل جراحی در پیش داره و همه مادرای گل دنیا ازتون التماس دعا دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 2:10  توسط مهرنوش  |